محمد مهدى ملايرى

40

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

رابطه فرهنگى ايرانيان با زبان عربى براى آنچه در اصطلاح نويسندگان حكومت عربى يا به تعبير برخى از آنان امپراطورى عربى خوانده مىشود در تمام تاريخ اسلام جز خلافت اموى كه به قول جاحظ اعرابى بود مصداقى نمىتوان يافت و اين حكومت هم پيش از آن‌كه زبان عربى در ميدان تاليف و ترجمه گام نهد و حتى قواعد صرف و نحو اشتقاق آن استخراج و تدوين گردد يا در زمينهء شعر و شاعرى هم كه قوام زبان عربى بر آن بوده به پيشرفتى نايل آيد ، جاى خود را به حكومتى ديگر داد كه اگر هم به تمام معنى اسلامى نبود عربى صرف هم نبود بلكه به قول جاحظ اعجمى خراسانى « 1 » و به قول ابو ريحان بيرونى خراسانى و شرقى بود « 2 » و به‌هرحال هرچه بود ايرانيان هم كه در اين دوران بزرگترين جامعهء اسلامى غير عربى بودند در آن از لحاظ سياسى سهمى داشتند و از لحاظ فرهنگى شاخص بودند و گسترش زبان عربى و تحكيم مبانى لغوى و ادبى آن هم در همين دوران و در همين سرزمين صورت گرفت نه در دوران پيش از آن و نه در جاى ديگر . و دربارهء رواج زبان عربى هم به عنوان زبان قوم غالب چنان كه پيش از اين گذشت در ايران نه تنها چنين امرى صورت نپذيرفت بلكه درست عكس آن اتفاق افتاد و طوائف و قبائل و گروههاى عربى كه به مناطق مختلف ايران مهاجرت كرده بودند به تدريج زبان و قوميت خود را از دست دادند و در جامعهء فارسىزبان ايران تحليل رفتند . اين فرض از آن رو باطل و خلاف واقع و گمراه‌كننده است كه براى پذيرش آن بايد به فرضهائى نه تنها خلاف واقع‌تر بلكه خلاف عقل و منطق نيز

--> ( 1 ) . جاحظ ، البيان و التنبيين ، ج 3 ، ص 206 . ( 2 ) . بيرونى ، الاثار الباقيه ، ص 213 ، وى در جائى كه به گفته‌هاى منجمان زردشتى و پيش‌گوئى ايشان دربارهء بازگشت دولت ايرانيان اشاره كرده و از تطبيق ايشان نشانه‌هائى را كه در ادوار و قرانات آورده‌اند با دولت ديلميان سخن رانده گويد : « من نمىدانم چگونه دولت ديلميان را همان دولت موعد دانستند در صورتى كه دلائل ايشان بر دولت بنى العباس راست‌تر مىآيد . دولت بنى العباس هم دولتى خراسانى و شرقى است » .